X
08

پیوند استخوان (اصول GBR )

پیوند استخوان (اصول GBR )

روش های حفظ ساکت بر اصول GBR متکی هستند. اساس GBR بر مبنای استفاده از غشاهای مانع برای حفظ فضا روی نقص استخوانی، تسریع رشد سلول های استئوژنیک و جلوگیری از مهاجرت سلول های نامطلوب بافت نرم سطح به سمت زخم است. در واقع غشاء مانع از حضور سلول های اپی تلیالی و همبندی (که سریع رشد می کنند) در محل می شود، بدین ترتیب سلول های چند پتانسیلی واستئوژنیک فرصت بیشتری برای رشد پیدا می کنند. به طور کلی چهار اصل در GBR مهم است: 1- از مهاجرت های سلول های اپی تلیالی و همبندی باید جلوگیری شود، 2- فضا حفظ شود 3- لخته ی خونی باثبات باشد و 4- زخم به طوراولیه بسته شود. غشای مانع می تواند سه مورد اول را برای ما فراهم کند. توجه کنید در مواردی که مرفولژی ضایعه ی استخوانی امکان حفظ فضا را به غشاء نمی دهد، باید از غشاهای ساپورت شونده با تیتانیوم، مواد پیوندی استخوانی، پیچ های نگهدارنده و یا ایمپلنت دندان برای حمایت از فضا استفاده شود.


ایجاد سوراخ در صفحه ی کورتیکال استخوانی و در دسترس به استخوان اسفنجی منجر به ایجاد سریعتر لخته ی خونی می شود و و این منجر به تجمع سریع تر فاکتورهای رشدی و سایتو کاین ها در محل می شود. در روش های حفظ ساکت همیشه نیاز به دکورتیکه کردن نمی باشد، چرا که اغلب بعد از کشیدن دندان خونریزی از سوراخ های غربالی وجود دارد.

در مواردی که بعد از کشیدن دندان خونریزی مشاهده نشد، دکورتیکه کردن دیواره های طرفی ساکت می تواند منجر به تسریع تشکیل لخته شود. همچنین دکورتیکه کردن به عنوان یک عامل محرک قوی محسوب می شود که می تواند منجر به تسریع واکنش های بهبودی و به اوج رسیدن عروق زایی در محل شود. Frost این پدیده را واکنش تسریع شده به محرک موضعی قوی نامگذاری کرد.

غشاها

انواع متنوعی از غشاهای قابل جذب و غیرقابل جذب برای بازسازی های استخوانی موجودند. همه آنها باید بتوانند مانع مهاجرت سلول های ناخواسته شوند، به تثبیت لخته کمک کنند و منجر به حفظ فضا شوند. انتخاب نوع غشا بر مبنای مرفولژی نقص است. در ضایعاتی که نگهداری فضا سخت است، استفاده از غشاهای قابل جذب حتی همراه مواد پیوندی قابل پیش بینی نمی باشد و بهتر است در این مواقع از غشاهای غیرقابل جذب سخت استفاده شود.

غشاهای غیرقابل جذب معمولا" سخت اند و توانایی حفظ فضا را دارند. کار با آنها سخت است. همچنین گاهی برای ثابت سازی آنها نیاز به پیچ است. همچنین آنها نیاز به یک جراحی ثانویه برای برداشتن دارند. انواع غشاهای غیرقابل جذب عبارتند از:

ePTFE (expanded polytetrafluoroethylene)

ePTFE تقویت شده با تیتانیوم

dPTFEhigh-density polytetrafluoroethylene)  )

مش های تیتانیومی

غشاهای ePTFEدارای یک ناحیه مانع مرکزی و بخش چسبناک خارجی است. نوع تقویت شده با تیتانیوم حفظ فضا است، به کار می رود. البته این سطح خشن ریسک آلودگی باکتریال آنها را بالا می برد. به همین علت در صورت اکسپوز شدن آنها به محیط دهان ریسک کلونیزه شدن با باکتری و التهاب و کاهش میزان تشکیل استخوان وجود دارد.

غشاهای dPTFEبه طور ویژه برای روش های حفظ ساکت طراحی شده اند و به همین علت نیازی به بسته شدن اولیه ندارند. این غشاها مانع عبور سلول های ناخواسته می شوند و وقتی به محیط دهان اکسپوز می شوند حداقل التهاب را دارند. از آنجا که در این غشاها، نیازی به بسته شدن اولیه ی بافت نمی باشد، از برش های آزادکننده و آزاد شدن بیشتر فلپ پرهیز می شود. از طرف دیگر به خاطر سطح نسبتا" صاف، خارج کردن آن ها بدون نیاز به روش های جراحی بیشتر میسر است (شکل 1).

مش های تیتانیومی می توانند مانع افتادگی غشا و حفظ فضا شوند. این مش ها نیاز به ثابت شدن با پیچ یا تگ دارند و معمولا" به خاطر لبه های تیز اکسپوز می شوند. این غشاها به ندرت برای روش های حفظ ساکت به کار می روند، مگر این که نقص استخوانی بسیار وسیع و نیاز به حفظ فضا باشد (شکل 2).

به منظور غلبه بر محدودیت های غشاهای غیرقابل جذب، غشاهای قابل جذب توسعه یافتند. این غشاها طبیعی یا سنتتیک اند. طبیعی شامل انواع کلاژن با منشاء حیوانی و سنتتیک براساس کوپلیمراسید پلی لاکتیک و پلی گلیکولیک، اکثر غشاهای کلاژنی از کلاژن نوع یک تشکیل شده اند. خصوصیات مناسب غشای کلاژنی عبارتند از: ایجاد هموستاز، کموتاکسی برای سلول های فیبروبلاست، راحتی کاربرد و توانایی برای افزایش ضخامت بافت های نرم غشای قابل جذب باید روی یک پیوند ذره ای قرار داده شود و نه یک فضای خالی یا پر شده از لخته خون.

با این که غشا در طی GBR موثر باشد، باید یکپارچگی ساختاری خود را در طی ترمیم زخم حفظ کند. غشاهای کلاژنی به سرعت به خاطر تخریب آنزیمی یکپارچگی خود را از دست می دهند و طی 10 تا 14 روز کاملا" جذب می شوند. به همین علت به عنوان غشای مانع در GBR عمل نمی کنند. هر چه تخلخل غشای کلاژنی بیشتر باشد، جذب سریع تر است. به همین علت از انواع آنها که دارای اتصالات متقاطع اند و دوره ی جذب طولانی تری دارند. در GBR استفاده می شود.

غشاهای قابل جذب در صورت اکسپوز شدن سریع جذب می شوند و به همین علت مدت زمان آلوده ماندن ماتریکس استخوانی مجاور کاهش می یابد. فقدان توانایی غشاهای قابل جذب برای حفظ فضا منجر به این می شود که اغلب این غشاها همراه با مواد پیوندی ساپورت دهنده استفاده شوند (شکل 3).

ماتریکس درمی بدون سلول به علت حضورکلاژن، الاستین و پروتئوگلیکان بافت نرم رویین را تقویت می نماید (شکل 4). آسلولار درمال ماتریکس اغلب برای ایجاد مناطق بافتی غیرمتحرک برای پوشش ریشه دندان ها (یا ایمپلنت ها)، پیوند و تقویت باقت نرم استفاده می شود.

از آنجا که ماتریکس درمی بدون سلول می تواند به صورت کامل و دائم پس از 6 هفته جزء بافت نرم شود، نه اینکه به عنوان یک غشای کلاژنی جذب گردد، ممکن است ضخامت بافت روی محل پیوند را افزایش دهد و این در مناطق زیبایی مفید می باشد. از آنجا که بافت نرم قرار گیرنده در رویش، پیوند می شود می تواند منطقه ای از بافت غیرمتحرک را به وجود آورد. این برای غیرمتحرک ساختن پیوند ذره ای و حفظ بافت نرم ایمپلنت دندان پس از قرار دادن پروتز مفید است
تعداد امتيازات: (1) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (220)
گروه خبر: ایمپلنت دندان
کد خبر: 226

  • پیوند استخوان (اصول GBR )