X
29

غشاء های سد کننده در جراحی رژرانتیو لثه و ایمپلنت دندان

غشاء های سد کننده در جراحی رژرانتیو لثه و ایمپلنت دندان

در حوضه علوم لثه و ایمپلنت دندان،درمان های رژراتیو بخش قابل توجهی از درمانهای جراحی را به خود اختصاص داده اند.میزان فروش جهانی انواع غشاء های سد کننده گواهی است بر اینکه دندانپزشکان در سطوح مختلف به صورت قابل توجهی از تکنیک های پیوند لثه و پیوند استخوان استفاده می نمایند.

علی رغم اینکه غشاء های سد کننده بخش تفکیک ناپذیری از این تکنیک های درمانی است،شناخت عمیق تر غشاء ها همواره یک چالش بزرگ پیش روی دندانپزشکان بوده است.تاکنون نه تنها کتابی به صورت اختصاصی در این زمینه منتشر نشده است بلکه در کتب و منابع رشته های جراحی و ایمپلنتولوژی نیز غشاء های سد کننده به صورت مستقل مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است.به نظر می رسد یکی از مشکلات جدی در عملی شدن این خواسته  آن بوده است که اطلاعات و دانش موجود در زمینه غشاء های سد کننده آنچنان وسیع و درهم آمیخته است که در تلاش های اولیه نظم پذیر جلوه نمی نمایند.بدون شک نظم بخشی به دانش موجود و نگاهی عمیق تر به غشاء های سد کننده،فراسوی تکنیک های به کارگیری آنها یکی از انگیزه های مهم این مقاله بوده است.

تاریخچه و بستر ظهور تکنیک های متکی بر کاربرد غشاء های سدکننده

امروزه در حیطه علم دندانپزشکی دو تکنیک پیوند لثه و پیوند استخوان به خوبی شناخته شده اند.

در حیطه علم پریودنتولوژی،تکنیک پیوند لثه دلالت بر یک روش جراحی به منظور نوزایشی نسج استخوان آلوئول(که متعاقب کشیدن دندان،بیماری های پریودنتال(بیماری لثه)و یا تروما از دست رفته)دارد.در تکنیک پیوند استخوان بازسازی استخوان می تواند قبل و یا همزمان با کاشت ایمپلنت های دندانی انجام پذیر است.

تکنیک های پیوند لثه و پیوند استخوان هر دو روش هایی هستند که بر پایه ی استفاده از غشاء های سد کننده استوار می باشد و استفاده از آنها یک بخش تفکیک ناپذیراز تکنیک های فوق محسوب می شود.

با نگرش از منظر رژنراتیو در پریودونتولوژی و ایمپلنتولوژی امروزه،غشاء های سد کننده در حال حاضر یکی از ارکان مهم جراحی های رژنراتیو محسوب می شوند.درطی نزدیک به سه دهه گذشته غشاء های سد کننده سیر تکاملی پیچیده ای را سپری کرده اند و نگاه به خصوصیات ساختاری آنها از نگاهی صرفا هیستومکانیکال به سمت ساختار های پیچیده تر با عملکرد های بیولوژیک در مقاطع سلولی و مولکولی پیش رفته است.بستراین تغییرات و حرکات تکاملی در واقع همان تکنیک های پیوندلثه و پیوند استخوان بوده اند.

برای ارزیابی و تجزیه و تحلیل ساختارها،عملکرد،نقاط قوت و ضعف و موارد کاربرد انواع غشاء های سد کننده لازم است که به عنوان پیش نیاز،در ابتدا بستر ظهور تکنیک های متکی بر استفاده از غشاء هاوضرورتهای ایجاب کننده ی به کارگیری آنهاودرمجموع مراحل رشدوتکامل تکنیک های فوق به خوبی درک گردد. شناخته شدن پایه ها و مبانی تئوری و عملی تکنیک های متکی بر استفاده از غشاء ها،موجب درک شناخت بهتر شرایط و ضروریات دیروزوامروز غشاء هاودرمجموع موجب روشنایی و دید بهتر افق های پیش روی انواع غشاء ها خواهد بود.

مراحل رشد و تکامل تکنیک های متکی بر کاربرد غشاءها

سیر و رشد تکامل تکنیک هایی که انجام آنها وابسته و متکی بر استفاده از غشاء های سد کننده می باشند،در یک تاثیر پذیری متقابل از یک سو موجب بهبود و پیشرفت تکنیک های جراحی و از سوی دیگر موجب ظهور،پیشرفت و تکامل انواع غشاء های سد کننده گردیده است.در واقع پیشرفت و تکامل غشاء های سد کننده در بستر تکامل و پیشرفت تکنیک های جراحی پیوند لثه و استخوان صورت پذیرفته است و برعکس،تکامل و پیشرفت تکنیک های جراحی متاثر از پیشرفت های حاصل شده در انواع غشاءهای سد کننده می توان مراحل تکاملی این تکنیک ها را به سه مرحله تقسیم بندی نمود:

مرحله اول:شناخته شدن پایه ها و مبانی تئوری و عملی تکنیک های متکی بر بکارگیری غشاء

این مرحله که بستر ظهور تکنیک پیوند لثه را فراهم آورد عملا از حدود سال 1957 تا اوایل دهه 1980 به طول انجامید و طی آن پیش نیاز های تئوری و پیش نیاز های علمی تکنیک پیوند لثه در دو فضا و محیط نسبتا مجزا از هم،فراهم و گردآوری گردید.

الف)مبانی رفتارهای بیولوژیک و پتانسیل های نوزایشی انساج پریودنشیوم در پروسه های ترمیم

از دهه 1950 به تدریج توانمندی انساج پریودنشیوم در نوزایشی خود و نقش منفی و ممانعت کننده سلول های اپی تلیالی در این پروسه،شناسایی و مورد توجه قرار گرفت و به دنبال آن تلاشهای جهت دار با هدف رژنراسیون انساج پریودنتال از طریق حذف اپی تلیوم شروع شد.

از آنجایی که حذف کامل اپی تلیوم با تکنیک های کورتاژ،روش های اولتراسونیک و استفاده از مواد شیمیایی امکان پذیر نگردید،عمده تلاشها بر روی روشهای جراحی متمرکز شد.در دهه1950 حذف اپی تلیوم از طریق کوتاژ یا ژنژیوکتومی روش های پیشنهادی بودند.در دهه 1960 به دنبال قطع تاج دندان و پوشش ریشه توسط فلپ حذف کامل اپی تلیوم و ترمیم موفقیت آمیز ضایعات استخوانی نشان داده شد.این روش تکنیک موثری برای حذف اپی تلیووم ارائه کرد اما متاسفانه در کلینیک کاربرد نداشت.

بررسی های هیستولوژیک نشان داد که تشکیل مجدد اپی تلیوم به صورت LJE بر سطح ریشه های صاف و صیقلی شده،نتیجه همه روش های درمانی بوده و چسبندگی جدید بافت همبندی با هیچکدام از روش های درمانی حاصل نگردیده است.این مطالعه نشان داد که نتیجه اصلی و غایی روش های مدعی رژنراسیون انساج پریودنشیوم،در عمل به جای رژنراسیون،ترمیم بوده و میزان رژنراسیون اتفاق افتاده بسیار جزئی است.از نتایج این مطالعه استنباط گردید که سرعت مهاجرت سلول های اپی تلیوم،بسیار سریعتر از ان است که دیگر انواع سلول ها بتوانند بر سر کلونیزه شدن بر سطح ریشه با آنها رقابت کنند.به این ترتیب در شروع دهه 1980،جایگاه روش های جراحی مدعی رژنراسیون بافت های پریودونشیوم،خالی از یک مدعی جدی بود.

 

تعداد امتيازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (72)
گروه خبر: پیوند لثه
کد خبر: 187

  • غشاء های سد کننده در جراحی رژرانتیو لثه و ایمپلنت دندان