X
25

انواع غشاء هایی که در پیوند لثه و ایمپلنت دندان به کار می روند

انواع غشاء هایی که در پیوند لثه و ایمپلنت دندان به کار می روند

به طور کلی موادی که در بدن مورد استفاده قرار می گیرند،در وهله اول باید ایمن و موثر باشند.به عبارت دیگر احتمال انتقال بیماری های خطر ناک و یا پیامد های مشکل آفرین نداشته باشند و از طرف دیگر مدارک و تحقیقات کافی دال بر موثر بودن و کار آمد بودن آنها موجود باشند.

بر این اساس امروزه یک اجماع کلی در زمینه خصوصیات پایه غشاءهایی سد کننده وجود دارد و با وجود اختلافات جزئی،همه بر ضرورت وجود پنج خصوصیت مهم پایه برای غشاءهای سد کننده اتفاق نظر دارند.این خصوصیات عبارت اند از:

1.سازگاری نسجیBiocompatibility

2.قابلیت سد کنندگی در برابر سلول ها Cell Occlusion

3.توانایی الحاق به بافت هاTissue Integration

4.توانایی حفظ و نگهداری فضای فیزیکی Space Making

5.کاربرد راحتGood handling properties

این خصوصیات در ذات خود چه معانی را در بر می گیرند؟خصوصیت Tissue Integration یعنی چه؟خصوصیت سد کنندگی به چه مفهومی است؟معانی عمیق این خصوصیات چیست؟چه عواملی در ایجاد این خصوصیات ایفای نقش می کنند؟از طریق بررسی چه مشخصه هایی در غشاء ها می توان به ارزیابی این خصوصیات پرداخت؟

لازم است جراحان تفسیر صحیحی از این خصوصیات داشته باشند.اینکه هر یک از این خصوصیات چه تاثیری در کلینیک می گذارد و مکانیسم های تاثیر گذاری آنها چگونه است،یک موضوع بسیار مهم در حوضه درمان های رژنراتیو قلمداد گردد.این مقاله در نظر دارد به تشریح و تفسیر این خصوصیات بپردازد.بدون تفهیم و درک بنیادین این خصوصیات جراح قادر نخواهد بود که در کلینیک تفسیر صحیحی از روند ترمیم و یا پیامد ها و مشکلات روند درمانهای رژنراتیو که وابسته و متکی بر کاربرد غشاءها است،داشته باشد.آگاهی و دانش ما در این زمینه پشتوانه ای مطمئن برای انتخاب غشاء ها و انتخاب روش و تکنیک صحیح جراحی،متناسب با غشاء انتخابی ما دارد.

Biocompatibility یا سازگاری نسجی

سازگاری نسجی توانایی یک ماده برای انجام کار مشخص در موقعیت خاصی از بدن موجود زنده،در حضور پاسخهای طبیعی  بدن میزبان می باشد،به گونه ای که نه ماده بر بدن اثر سوء و ناخواسته داشته و نه محیط فیزیولوژیک بافتها بر ماده اثر سوء و ناخواسته بگذارد.

این خصوصیات یکی از خصوصیات پایه و اساسی برای هر نوع ماده ای است که به هر شکلی قرار است در بدن یک موجوده زنده کار گذاشته شود تا به عبارت دیگر،ان ماده بتواند عملکرد خاص خود را در حضور پاسخ های بدن میزبان اعمال کند و پاسخ های ایمنی بدن میزبان موجب اختلال در عملکرد و فعالیت آن نشود.از این رو حضور این ماده در بدن باید ایمن و بی خطر باشد و هیچگونه تاثیر منفی و ناخواسته بر روی سلامت سلول ها و بافت ها نداشته باشد.ماده مورد استفاده نباید بر روی ژن ها اثر گذار باشد.همچنین فلور میکروبی نرمال و طبیعی بدن نباید تحت تاثیر ماده قرار گیرد.بنابراین پر واضح است که به راحتی و به سرعت نمی توان این موارد را مورد بررسی و آزمایش قرار داد.برای بررسی همه این موارد،آزمایشات بسیار متعدد و مطالعات و تحقیقات گسترده از مراحل لابراتواری تا مطالعات حیوانی و انسانی و از مدل های ساده تا پیچیده و در نهایت بررسی های ترکیبی همه عوامل مورد تحقیق،مورد نیاز است و در عمل برای اثبات سازگاری نسجی یک ماده سالها زمان سپری می گردد.از آزمایشات و بررسی های ضروری و اولیه برای بررسی سازگاری نسجی مواد،می توان به بررسی اثرات سیتوتوکسیک،کارسینوژنی و موتاژنی ماده مورد نظر بر سلول ها و محیط های کشت سلولی،آزمایشات بررسی واکنش های افزایش حساسیت،همولیز و سازگاری خونی و همچنین بررسی های کوتاه مدت و طولانی مدت واکنش های بافتی از نظر هیستولوژیک در بافت های حیوانی را نام برد.

بنابراین لازم است در استفاده از بسیاری از مواد که بلافاصله بعد از طی مراحل لابراتواری به بازار فروش می رسند،دقت و دور اندیشی مورد نیاز مصروف گردد و مدارک و پشتوانه تحقیقات محصول مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد.به طور کلی بررسی سازگاری نسجی موادی که تجزیه نمی شوند نسبت به مواد قابل جذب ساده تر است.

قابلیت سد کنندگی در برابر سلول ها

در واقع هدف اصلی پایه گذاران از کاربرد یک غشاء در تکنیک های پیوند استخوان و پیوند لثه عملکرد غشاء به عوان یک سد فیزیکی در مقابل اشغال فضای مورد نظر از تهاجم سلول های اپی تلیالی و بافت همبندی لثه در پیوند لثه و سلول های بافت همبندی در پیوند استخوان بوده است.غشاء باید لخته فیبرینی در حال بلوغ یا مواد پیوندی موجود در فضای مورد نظر را از بافت نرم فلپ حفاظت و مجزا کند.غشاء باید بر تمامی نواحی محیطی ضایعه انطباق یافته و مانند یک سد با ثبات در مقابل حرکات فلپ،عمل نماید.

بدنبال این مطلب کلی که غشاء سد کننده در جراحی های پیوند لثه و پیوند استخوان باید خصوصیت سد کنندگی سلولی داشته باشد،سوالات دیگری مطرح می شود:

غشاء چقدر باید سد کننده باشد؟آیا غشاء سد کننده می تواند دارای پرمئابلیتی باشد یا خیر؟داشتن یا نداشتن پرمئابلیتی چه تاثیری بر روی نتایج درمانهای پیوند لثه و پیوند استخوان می گذارد؟اگر پر مئابلیتی غشاء فاکتور مثبت و کمک کننده ای در پروسه رژنراسیون است،میزان آن چقدر باید باشد؟

این ها سوالات مهمی هستند که در رابطه با خصوصیات سد کنندگی غشاء ها مطرح می شوند.پاسخ این سوالات را باید از تحقیقات زیر استنتاج نمود.

Schmid و همکارانش در سال 1994 نتیجه گرفتند که پرمئابلیتی غشاء یک پیش نیاز ضروری برای پیوند استخوان نیست.آنها در استخوان  فرونتال هشت خرگوش این موضوع را بررسی کردند.این مطالعه نشان داد که پرمئابلیتی یک پیش نیاز برای غشا ها در پیوند استخوان نیست اما بیان نمی کرد که آیا اساسا وجود آن سودمند است یا خیر؟

بر اساس نتایجی که محققین از این مطالعات گرفتند حاصل شد که در استفاده از غشاءهایی که پرمئابلیتی  ندارند به علت اینکه تبادل اکسیژن از طریق بافت نرم به درون ناحیه رژنراسیون ممانعت می شود، به دنبال low oxygen tension در ناحیه رژتراسیون استخوانی،یک مرحله واسطه ای در تشکیل غضروف اتفاق می افتد که در نهایت به تشکیل استخوان منتهی میشود.

توانایی الحاق به بافت ها

برای انکه به دنبال قرار دادن یک ماده در بدن الحاق بافت اتفاق افتد شرایط خاصی لازم است شرط اول آن است که آن ماده سازگاری نسجی داشته باشد.شرایط بعدی فاکتور هایی هستند که باید آن ماده به صورت اولیه داشته باشد و شامل شرایط توپوگرافی سطح ماده،میزان تخلخل ها و خصوصیات شیمیایی ان ماده است.چنانچه این شرایط مهیا باشد در دوران ترمیم ممکن است باندهایی بین بافت و سطح ماده اتفاق افتد و یا سلول های بافت بتوانند به درون ماده وارد شده و در آن رشد کنند،یعنی غشاء با بافت های اطراف به گونه ای در هم رفته و به هم رفته و به هم الحاق یابند.

بنابراین غشایی که سازگاری نسجی خوبی داشته باشد اما بدون پروزیتی یا تخلخل باشد و هیچگونه توپوگرافی سطحی هم نداشته باشد و خصوصیات شیمیایی و یا فعالیت بیولوژیک خاصی هم در سطح خود نداشته باشد وقتی در بافت نرم گذاشته شود نمیتواند هیچگونه چسبندگی و اتصالی با بافت های اطراف خود ایجاد کند و یک کپسول بافت همبندی فیبروزه آنرا احاطه خواهد کرد.این اتفاق باعث کاهش خصوصیات مکانیکی غشاء خواهد شد.به این ترتیب غشایی که خود برای حمایت از ناحیه جراحی در زمان ترمیم به کار رفته،نمی تواند از ثبات مکانیکی مورد انتظار برخوردار باشد.بنابراین صرفا سازگاری نسجی برای یک غشاء کافی نیست و برای اینکه یک غشاء بتواند ثبات مکانیکی مورد نیاز را داشته باشد باید از خصوصیات و ظرفیت توانایی الحاق به بافت های دیگر را دارا باشد تا بتواند چترحمایتی خود را بر روی ناحیه پیوند لثه یا پیوند استخوان حفظ نماید.

 

Space making

مطالعات انجام شده در پیوند لثه نشان داده اند که رژنراسیون بافتهای پریودنتال وابستگی شدید به وجود فضای کافی برای رژنراسیون بافت درحال نوزایش شدن درزیرغشاء سدکننده دارد«95ـ92». چنانچه فضایی برای رژنراسیون بافتها ایجاد نشود ویا فضا محدود باشد ویابه دنبال جراحی،کلاپس غشاء فضای ایجادشده را ازبین ببرد،هیچ گونه رژنراسیونی در بافتهای پریودنتال فراتر از محدوده های فیزیولوژیک نوازش نمی شوند.

در مطالعات پیونداستخوان برقراری فضا،فراسوی حدودفیزیولوژیک استخوان موجب ساخته شدن استخوان موجب ساخته شدن استخوان فراسوی مرز های فیزیولوژیک می شود. به عبارت دیگرتکنیک پیوند استخوان در رژنراسیون استخوان در حیوانات «101ـ96» و انسان «105ـ102» درنواحی از بدن که قبلا استخوان وجود داشته و همچنین فراسوی مرزهایی که ژنتیک حدود اسکلت را تعیین کرده،موثر می باشد. برای مثال با تکنیک پیونداستخوان می توان ساخته شدن استخوان جمجمه فراسوی حدودفیزیولوژیک آن(درزیر غشاء های گنبدی شکل)را خاطرنشان ساخت. بنابراین به نظرمی رسد درتکنیک پیوند استخوان علت ازدست رفتن استخوان(عفونت ها،ازدست دادن فانکشن،تروما) در نتیجه درمان پیوند استخوان چندان تاثیرگذار نباشد.

هرغشایی که برای استفاده در تکنیک های پیوند لثه یا پیونداستخوان طراحی میشود، باید بتواندفضای کافی برای رژنراسیون بافت موردنظررا فراهم نماید ودرمقابل نیروهای اعمال شده در شرایط محیط دهان (چه نیروهای اعمال شده از طرف فلپ وکشش بافتی وچه نیروهای منتقل شونده وگذرا مانندنیروهای سیستم جونده وسایر نیروهای فیزیولوژیک)،مقاومت کرده وکلاپس نکند. فاکتورمهمی که این توانایی غشاء را تعیین می کند، خصوصیات مکانیکی وstiffnessماده به کار رفته درساخت غشاء است. مشکل بزرگ غشاء های قابل جذب، نداشتن مقاومت مکانیکی موردانتظار است.چنین غشاء هایی حتی اگر در مراحل اولیه فضانگهدار به نظربرسند معمولا با شروع پروسه ی تجزیه پذیری وجذب آنها استحکام مکانیکی شان را از دست می دهندو نمی توانند فضای مورد نظر را به طورکامل حفظ و نگهداری کنند. لذا درعمل برای جلوگیری ازکلاپس آنها علی رغم وجود روش های مختلف توصیه می شود درزیر آنها از مواد حمایت کننده مانند استخوان اتوژن یا مواد جانشین استخوان میگردد. امروزه حتی برای غشاء های غیرقابل جذب تقویت شده بانوارهای تیتانیومی هم حمایت موادپیوندی به منظور کسب نتایج بهتر درمانی در پروسه های پیوند استخوان یک روش کاملا مرسوم ومعمول شده است.

Good handling properties

استفاده وکاربرد صحیح و مناسب غشاءها، کارنسبتا ساده ای نیست. زمانی که نیازداریم غشاء هارا ثابت کنیم به ظرافتهای تکنیکی و توانمندیهای حرفه ای نیازمندیم. در زمان جراحی اغلب نیازداریم که غشاء هارا براساس حدودضایعه مورد نظر بریده وشکل مناسب با ابعاد ضایعه بر روی ناحیه ضایعه استوار کرده و به کارگیریم.راحتی کارکرد با غشاء ها علاوه برکاهش زمان جراحی، باعث می شود که غشاء ها به درستی کار گذاشته شوندو فکر جراح بتواند بر جنبه های دیگر جراحی مانند مدیریت بافت های نرم متمرکز گردد.بنابراین باید بتوانیم این مراحل رابه راحتی انجام دهیم. غشاء های غیرقابل جذب که stiffnessبیشتری دارندو هیدروفوبیک هستندرابایدبا پین ها،پیچ ها ویا بخیه ها ثابت کنیم.غشاء های قابل جذبی که نرمتر و هیدروفیلیک تر هستند به محض مرطوب کردن آنها با خون می توانند به راحتی بر روی بافتهای اطراف استخوان منطبق شوند و به میزان جزئی ممکن است چسبندگی هم بیابند.

نباید فراموش کرد که انواع غشاء های قابل جذب طبیعی مانند کلاژن وبه طور کلی انواع آلوگرفت ها یا زنوگرفت هایی که در پروسه تولید و عرضه به صورت freeze driedبه دست جراحان می رسند، باید قبل از استفاده در سرم فیزیولوژیک روند آبگیری مجددخود را طی نمایند. در خصوص غشاء های کلاژن باید توجه نمود که هرچه میزان کراس لینک غشاء کلاژن بیشترباشد، بهتراست زمان کافی برای آب گیری مجددآنها مصروف گردد. یکی از مشکلات استفاده از غشاء ها احتمال عفونی شدن آنهاست  که در این صورت باید آنهارا خارج نمود. غشاء های غیرقابل جذب عفونی شده را، راحت تر می توان به طورکامل خارج نمود زیرا که ساختار مستحکم تری دارند.در مواردی که به دنبال عفونی شدن ناحیه مجبور باشیم غشاء قابل جذب را خارج کنیم بامشکل جدی تری مواجه خواهیم شد زیرا قطعاتی از غشاء به دنبال از دست دادن تمامیت ساختاری خود، از سایر نواحی جدا شده و خارج کردن همه قسمتهای باقی مانده برای جراح مشکل تر خواهدبود. عفونی شدن غشاءها موجب عدم دستیابی به نتیجه مطلوب در درمانهای پیوندلثه و پیوند استخوان خواهد شد.(111ـ107)   

تعداد امتيازات: (0) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (306)
گروه خبر: پیوند لثه
کد خبر: 179

  • انواع غشاء هایی که در پیوند لثه و ایمپلنت دندان به کار می روند